چهارشنبه, فوریهٔ ۱۰, ۲۰۱۰

22 بهمن 1388 امسال و سالهای پیش


امسال و سالهای پیش

22 بهمن امسال با سالهای پیش هم برای مردم ایران و هم برای حکومت جمهوری اسلامی تفاوت های بسیار پیدا کرده است.
 22 بهمن برای جمهوری اسلامی در گذر این سال ها، روز شادی و جشن و غرور و نخوت بود و نمایش هائی که رژیم آنرا " دهه فجر " و مردم آنرا " دهه زجر" لقب می دادند.
 22 بهمن برای مردم در گذر این سال ها، روز قبول اجباری و سکوت اختیاری در برابر سرکوب وحشیانه ای بود که انجام می گرفت و تحمل را جایگزین اعتراض کرده بود.
 22 بهمن امسال برای جمهوری اسلامی سال ترس و فروپاشی و درهم ریختگی است و تنها سالی است که آرزوی نیامدنش را خواهانند، امسال بر خلاف سال های پیش:
o شیرینی پخش نمی کنند و زندانیان را بصورت نمایشی عفو نمی کنند؛
o بلکه زندان میکنند، شکنجه می کنند، تجاوز می کنندو هر روز برای رعب و ترس مردم بیشتر و بیشتر از روز پیش بر طبل اعدام ها می کوبند.
 22 بهمن امسال برای مردم روز ایستادگی، استقامت، انرژی و امید است و تنها سالی است که مردم به پیشواز آن می روند، چرا که امسال بر خلاف تمامی سال های پیش:
ترس مردم از میان رفته است، چرا که شاهد آن هستیم که سرافرازانه و شجاعانه به میدان آمده اند و از آن گروه معدود پاسدار و بسیجی و لباس شخصی که وابسته و جیره خوار هستند دیگر ترسی ندارند.

توهم مردم از میان رفته است، چرا که تمام رژیم از اصول گرا و محافظه کار و اصلاح طلب را در بوته آزمایشی سی ساله دیده اند و امروز به نفی کامل رژیم و در تمامیت، کلیت و موجودیت آن برخواسته اند و ندای "جمهوری ایرانی" سر می دهند.

هشداری برای امروز و فردا
سه دهه بر آرمان خواهی ما و نسل های پیشین ما گذشته است، خواست های آزادیخواهانه ای که بدلیل نبود و کمبود آگاهی ها به فاجعه ای سی ساله منجر شد، آنروزها هیچ چیزی جز خوش بینی و آینده ای روشن مطرح نبود و به همین دلیل هم دیو استبداد مذهبی سه دهه تمام بر ایران تنوره کشید و این بدبختی و فقر و بی هویتی دست مایه اش شد.

امروز، روز فکر و تامل و هوشیاری است، گروهی از نمایندگان خارج از کشور همان حاکمیت سیاه جمهوری اسلامی و با استفاده ای گسترده از امکانات بیگانگان در صدد نگاهداری بخش دیگری از حاکمیت هستند که با اشک ها و لبخند ها و دلسوزی های دایه ای مهربانتر از مادر، بحث "قانون اساسی اول" و دوران امام را مطرح می کنند.

امروز، آگاهی و هوشیاری حکم می کند که بطور دقیق و موشکافانه قانون اساسی باصطلاح اول جمهوری اسلامی و تفاوت هایش را با قانون اساسی امروز جمهوری اسلامی مورد بررسی هوشیارانه قرار دهیم و تفاوت های اصولی اش را که در اختیارات رهبر و رهبری در اصول 5، 57، 107، 109، 110، 111، 112 و 113 و حذف سمت نخست وزیری است را ببینیم.

امروز، باید بطور دقیق و روشن 177 اصل قانون اساسی جمهوری اسلامی را مورد مطالعه تیزبینانه قرار دهیم و ببینیم ضمن اینکه در بعضی از اصول مانند 23(منع تفتیش عقاید)، 37 (اصل بر برائت) و یا 38 (منع شکنجه ) که رعایت حقوق ملت ذکر شده است و بسیار هم خوب است را نگاه کنیم و در عین حال سوال کنیم که آیا در این سی سال اجرا هم شده است ؟

و از سوئی دیگر به اصل 177 قانون اساسی که بطور مشخص و در آخرین قسمت آن که قانون اساسی جمهوری اسلامی بدان ختم می شود، دقت کنیم:

اصل 177 قانون اساسی جمهوری اسلامی : " محتوای اصل مربوط به اسلامی بودن نظام و ابتنای کلیه قوانین و مقررات براساس موازین اسلامی و پایه های ایمانی و اهداف جمهوری اسلامی و جمهوری بودن حکومت و ولایت امر و امامت امت و نیز اداره امور کشور با اتکاء به آرا عمومی و دین و مذهب رسمی ایران تغییر ناپذیر است."

آگاهی و هوشیاری ایجاب می کند که به نکات مشخص و روشن که در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی وجود دارد مراجعه کنیم و به مانند سه دهه قبل و این بار با تجربه ای سیاه و خونین، تجربه سیاه دیگری را برای فرزندانمان به ارث نگذاریم.

"پارلمان فکری" برای امروز و فردای ایران
بیشترین ما وجود تک حزبی، چه "رستاخیز" و چه "حزب الله" را بعنوان بزرگترین مانع و رادع دموکراسی و با تجربه ای سخت و خونین پشت سر گذاشته ایم و دیده ایم و مبارزه کرده ایم و تجربه ها اندوخته ایم، شاید بطور قطع و یقین امروز زمان آن رسیده باشد که قبول کنیم به رغم مبارزات بی شمار و گاه بسیار سخت و غم بار، هیچکدام ما نه در داخل و نه در خارج از کشور نتوانسته ایم به تنهائی و یا با یک حزب و سازمان به نجات کشورمان بپردازیم.

بدون تردید امروز زمان آن رسیده است که با آموختن از تجربه تمامی کشورهائی که مسیر دموکراسی را پیموده اند، با قبول آزادی و برابری و استقرار دموکراسی در "چارچوب ایران"، تمامی ما با حفظ دیدگاه ها و قبول رای واقعی مردم در کنار هم بنشینیم و به رای مردم احترام بگذاریم که این اندیشه هیچ چیز جز تفکر و منطق و قبول یک "پارلمان فکری" نخواهد بود.


دکتر حسین لاجوردی
رئیس انجمن پژوهشگران ایران
پاریس – بهمن 88

پنجشنبه, اکتبر ۲۲, ۲۰۰۹

سربازان امام زمان در " سرباز " فاجعه آفریدند

فاجعه بلوچستان
سربازان امام زمان در " سرباز " فاجعه آفریدند

انفجار " سرباز " در بلوچستان تداعی کننده انفجار حزب جمهوری اسلامی در 30 سال پیش، سقوط هواپیماهای بی شمار در طی سالهای گذشته که در آن سرداران " منتقد " حضور داشتند و بسیاری از دیگر تصفیه حساب های خونین رژیم در این 30 سال سیاه حکومت جمهوری اسلامی است.

امروز رژیم جمهوری اسلامی از نظر تامین امنیت و محافظت مقامات و مسئولین خود در رده بالاترین ها در جهان قرار دارد. به عنوان مثال برای بازدید "رهبر" از یک استان 20000 نفر محافظ امنیتی با بزرگترین تجهیزات پیشرفته و برای ورود رئیس جمهور به "خانه ملت" متجاوز از 12 نفر مسلسل به دست لازم است. چگونه است که یکی از بزرگترین فرمانده هان سپاه به مانند سردار شوشتری که کلیدی ترین پست ها را در داخل و خارج از کشور در اختیار دارد را بهمراه تعداد دیگری از مقامات و مسئولین رژیم به حساس ترین منطقه کشور که بارها آنرا "منطقه خطر" اعلام داشته اند می فرستند و با تمام تدابیر امنیتی یکنفر بمبگذار هم میتواند در آنجا حاضر و آماده باشد که تمامی حاضران را که اکثرا از مقامات نظامی و دولتی هستند را یکجا منفجر کند .

آیا بدین دلیل بوده است که سردار شوشتری بطور مشخص و پس از انتخابات دوره دهم انتقادات صریح و روشنی داشته است ؟

آیا بدین دلیل بوده است که سردار شوشتری بنا به روایت ها " سنی مذهب " و نسبت به حکومت غیر خودی بوده و پس از انتقادات صریحش دیگر نمی توانسته جائی داشته باشد ؟

و برای کامل شدن سناریو بمانند همیشه پرداختن به عزا داری و نوحه خوانی مرسوم برایش که " شهید شوشتری" که بود و چه ها که نکرده است و در پی آمد آنهم وابستگان در خارج از کشور " ترور" را محکوم کنند.

آیا واقعا کسی هست که ترور را محکوم نکند؟ این سوال را باید از رهبران و گروه های سیاسی پرسید و در عین حال سوال کرد که آیا شمائیکه بطور سیستماتیک فقط کارتان " تائید" است، هیچگاه در این مرحله از زندگی خود قرار گرفته اید که کمی هم فکر کنید که اگر به عنوان مثال این عملیات انتحاری کار مخالفین رژیم هم باشد، چرا انجام می شود و ریشه های آن در کجاست؟

آیا هیچگاه به ذهنتان خطور کرده است که طبیعت تمامی رژیم های دیکتاتوری و استبدادی از میان برداشتن تمامی منتقدین خودی و غیر خودی اش می باشد؟ آیا ترورهای خارج از کشور و داخل کشور و قتل های زنجیرهای را از یاد برده ایم؟ آیا از روزهای نخست انقلاب تا کنون تعداد افراد منتقد رژیم را که در کسوت روزنامه نگار، ارتشی و پاسدار و...، از میان برداشته شده اند را فراموش کرده ایم ؟

من هم به سهم خودم ترور و خشونت را محکوم میکنم و به تمامی بازماندگان این فاجعه تسلیت می گویم و آرامش برایشان طلب می کنم وفراموش هم نخواهم کرد که اگر این فاجعه انتقام گیری از سوی مردم غیور بلوچستان باشد بدون تردید نمی توان بدون ریشه یابی و با این قید که همیشه ترور محکوم است ریشه های آنرا نادیده انگاشت، ریشه هائی چون:

 تبعیض به نهایت؛
 نداشتن سرپناه؛
 فقر و بدبختی؛
 بیکاری گسترده؛
 تورم و گرانی سرسام آور؛
 نبود حداقل های بهداشت و درمان و غوطه خوردن در انواع بیماری های مسری؛
 عدم دسترسی برابر به آموزش و پرورش؛
 و همیشه اتهام های قاچاقچی بودن و ارتباط با بیگانه و...، را نمیتوان نادیده گرفت.

برای ما ایرانیان که در حال حاضر با بیشترین خطر برای متلاشی شدن کشورمان با بودن جمهوری اسلامی مواجه هستیم، بیشترین وظیفه و مسئولیت نگاهی برابری طلبانه به معنی واقعی کلمه به وضعیت زندگی و معاش تمامی ایرانیان در نقاط مختلف ایران است که "هستی و ماندگاری ایران" را در مرحله نخست باید وامدار آنان و خاصه مرز نشینان غیور ایران دانست.


حسین لاجوردی
پاریس – 30 مهر 1388
22 اکتبر 2009

دوشنبه, سپتامبر ۱۴, ۲۰۰۹

رسالت مراجع بزرگ شیعه

به گواهی تاریخ صد و اندی ساله تحولات در ایران ، قشر روحانیت ، به رهبری آیات عظام ، در هنگامه بحران های سیاسی – اجتماعی از دولت گسسته و به ملت پیوسته اند .

چشم انداز شرایط روز چنین می نماید که در آینده ای نه چندان دور حکومتیان عمامه از سر برخی از روحانیون مخالف استبداد بر گیرند و آنان را خلع لباس کنند .

شاید در شرایط امروز ایران زمان آن رسیده باشد که ، روحانیون ایرانی تبار ، به عنوان اعتراض ، با پیشگامی مراجع بزرگ شیعه ، عمامه از سر برگرفته ، بر زمین کوبند و بدین شکل رسالت خود را در راستای خواست های آزادی خواهانه مردم ایران برآورده سازند .

فراموش نکنیم که حاکمیت جمهوری اسلامی در تمامیت ، کلیت و موجودیت آن فاجعه ای بزرگ برای امروز و فردای ایران است.

چهارشنبه, سپتامبر ۹, ۲۰۰۹

سوء استفاده سیاسی ممنوع

تحولات در داخل کشور سرعت پیدا کرده است وهمانگونه که پیش بینی می شد "جمهوری اسلامی" به پایان خود نزدیک شده و "حکومت نظامیان" آغاز گشته است و به مراحل نهائی نیز نزدیکتر می شود (رجوع شود به مقاله 24 خرداد اینجانب تحت عنوان استبدادی جدید).

روند تحولات در جهت رسیدن به آزادی و استقلال در ایران تاریخچه ای 150 ساله دارد و در طی زمان، مراحل مختلف آن ظهور و بروز داشته است. یکی از علل و دلایل طولانی شدن این روند که باعث به تاخیر افتادن آن شده و خسارت های بسیاری از جهت جانی و مالی نیز به همراه داشته است، همیشه بدلیل وجود واسطه هائی که در هر مرحله از خیزش مردمی سعی بر آن داشته اند که با وابستگی به قدرت های استعمارگر مانند روس و انگلیس و امریکا و ... بر اهداف واقعی جنبش که هدف آن آزادیخواهی مردم ایران بوده است و امروزه در لباس "جنبش سبز" خود را بیان می نماید سایه افکنده و بازهم آنرا منحرف سازند.

اگرچه همچنان باید از جنبش مردم ایران که امروزه جنبش سبز نام دارد حمایت کرد، ولی فراموش نکنیم که مردم ایران با طرح شعار هائی مانند "موسوی بهانه است، کل رژیم نشانه است" و یا "جمهوری ایرانی" از تمامیت، کلیت و موجودیت جمهوری اسلامی عبور کرده اند.

آن گروه چشم انتظاری که تصور بر آن دارند که با دستگیری موسوی و کروبی و...، و با کمک چند قدرت همیشه در انتظار عبودیت مردم ایران، تحت عنوان " رهبری جنبش سبز به خارج از کشور خواهد آمد " خواهند توانست باز هم بر موج سوار شوند و ادامه شکل دیگری از حکومت جمهوری اسلامی را فراهم سازند، باید بدانند که این خواب و خیالی بیش نخواهد بود و بر ننگ و بد نامی خود بیشتر و بیشتر خواهند افزود.

پیشنهاد: از آنجائیکه در شرایط حاکم و جو امنیتی – پلیسی موجود امکان رهبری جنبش مردم ایران در داخل کشور دشوارتر خواهد گشت و از سوئی دیگر ایرانیان همیشه در مقابل رهبران فرمایشی و انتصابی ایستادگی کرده اند، شاید یکی از بهترین گزینه ها تشکیل یک نشست مشورتی از بدنه واقعی جنبش که جوانان داخل وخارج از کشور می باشند، از صاحبنظران و فعالان سیاسی و با استفاده از تکنولوژی و امکان حضور مجازی دعوت بعمل آید تا برای آینده جنبش و امروز و فردای ایران به بررسی و تصمیم گیری پرداخته شود.

فراموش نکنیم که یکی از بزرگترین مشکلات امروز جامعه ایران "بی اعتمادی" گسترده ایست که سرطان وار در بطن آن ریشه دوانده است. با هیجان به ترویج آن نپردازیم و برای امروز فردای بهتر خود و فرزندانمان با عقل و منطق و تامل قدم برداریم.

حسین لاجوردی
پاریس – هجدهم شهریور 1388

چهارشنبه, سپتامبر ۲, ۲۰۰۹

video