۱۴۰۱ خرداد ۳۱, سه‌شنبه

ایده آل ها در خارج و واقعیت ها در داخل

آیا می توان ایده آل های ما در خارج از کشور را با واقعیت ها در داخل کشور انطباق داد؟


کشور ما و هموطنان مان امروز با مشکلاتی بنیادی و عظیم مواجهه است، مشکلاتی ساختاری و زیربنایی از یک سو و از دیگر سو مشکلاتی که برای مردم از جهت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و دیگر مواردی که همگان شاهدش هستیم.

 اینکه ما سابقه فرهنگی و تمدنی هزاران سالانه داشته ایم، دارای امپراتوری های با عظمت و تمدنی کهنسال، اینکه ما در یک زمان یکی از دو امپراتوری های جهان بوده ایم، اینکه بیشتر از یکصد و پنجاه سال است که بدنبال خواست عدالت، آزادیخواهی، استقلال و رسیدن به یک جامعه برابر، آزاد و دموکرات بوده ایم در هیچ یک نمی توان تردید روا داشت، اینکه امروز کجا هستیم مطرح است و اگر می پذیریم که امروز، روزمان یکی از بدترین ادوار تاریخی مان است ناگزیر باید به اطراف و جوانب خود نگاه کنیم که امروز چه باید کرد؟

با گذشت نزدیک به ۴۴ سال از حاکمیت جمهوری اسلامی بر ایران که پیامدهای فاجعه باری را چه به لحاظ از دست رفتن بسیاری از جوانان کشورمان در جنگ و اعدام های سیاسی و ناپدید شدن های بسیار، چه به لحاظ واژگونی بنیان های اقتصادی و آسیب های اجتماعی وچه بی اعتباری های بین المللی و شناخته شدن بنام تروریست و در نهایت با آسیب های اجتماعی گسترده به دلیل بیماری نا امیدی، بی اعتمادی، خودکشی ها و بیشتر در جامعه جوان و زنان کشورمان و فرار و خواست ترک کشور که به یک اپیدمی بدل شده است همه ما را هشدار می دهد که بخود بیاییم و به فکر بنشینیم.

حل مشکل و مسائل امروز ایران به دست توده مردم به انجام نخواهد رسید و اگر هم چنین شود، ۵۷ دیگری در انتظارمان خواهد بود.

 چند روز پیش مطلبی را در رابطه با هیجان، هیجانی را که بیشتر از یک قرن است ما را گرفتار کرده است و در آنجا به آخرین صحبت های شاهزاده رضا پهلوی اشاره داشته ام :


چند روز است که شاهزاده رضا پهلوی که من برای ایشان احترام زیادی قائل هستم و باید بگویم به نسبت خودم شناخت بسیاری نسبت به ایشان دارم در یک سخنرانی و به حق بر علیه حاکمیت ویرانگر جمهوری اسلامی به پا خاسته اند و برای رهایی ایران از شر این حکومت به نکاتی اشاره داشته اند که در همه موارد می تواند مثبت باشد ولی دقیق نباشد، می تواند مثبت باشد چرا که تمامی صحبت ها از آینده ای روشن نوید می دهد ولی می تواند دقیق نباشد چرا که بر اساس ایده آل ها بنا می شود.

 

امروز منهم به خوبی می دانم که مردم ما به شدت خسته هستند از بیداد حاکمیت ویرانگر و غارتگر جمهوری اسلامی و بخواهند به هر شکلی از شر این حکومت نجات پیدا کنند، امروز هم برای من همان هیجان مطرح است...،

 به ایده آل ها اشاره کرده بودم که همچنان گریبان گیرمان است و باید راهی برای نجات از آن جستجو کرد.

 

ایده آل ها اگر چه بسیار زیباست ولی با واقعیت های عملی یکسان نیست و مطابقت ندارد‌ و واقعیت ها قلب یک جامعه و خواست های یک ملت است، ایده آل های امروز  در ایران اگر چه برای گروهی معدود دموکراسی، سوسیال دموکراسی، سکولار دموکراسی،‌ لائیسیته و سکولاریسم باشد و بسیار هم زیباست ولی واقعیت های تلخ امروزمان را پاسخ نمی دهد.

 ما اپوزیسیون خارج از کشور در طول ۴۳ سال گذشته اِمان تمامی این ایده آل هایمان را به فراوانی مطرح کرده ایم و هر روز هم بیشتر از پیش با بی اعتمادی مردم خودمان مواجهه بوده ایم، آیا زمان آن نرسیده است که مشکلاتمان را در خودمان ببینیم و به برطرف کردنش بپردازیم ؟

 حدود دو هفته از آخرین پیام شاهزاده می گذرد، گروه های زیادی در داخل و خارج از کشور از آن استقبال کردند و گروه هایی هم به انتقادش پرداختند ولی چه اتفاقی افتاد آیا تغییری اساسی نسبت به پیش از آن ایجاد شد؟

 من هم جمهوری خواه هستم ولی به چند سازمان جمهوری خواه نپیوستم چرا که  در آنجا هم ایده آل ها را می دیدم همانگونه که در آخرین سخنرانی و تمامی سخنرانی های پیش از آنٍ شاهزاده می دیدم، که نه تنها در این آخرین سخنرانی که از این ببعد هم سخنرانی هیچ چیزی را حل نخواهد کرد.

 برای رسیدن به حقیقت و واقعیت نباید هیجان زده شد،  باید با واقعیت ها و امکانات امروز عملی بودن آن را ارزیابی کرد.

فراموش نکنیم مردم امروز ایران که هشتاد درصد شان جوان و زاده پس از انقلاب و در دوران اینترنت هستند با چنین ایده آل هایی پای به میدان نخواهند گذاشت، آنها امروز به خوبی می دانند که آب و برق و اتوبوس مجانی از یک فریب و شارلاتانیزم محض سرچشمه می گیرد و  شعار دموکراسی، سوسیال دموکراسی، سکولار دموکراسی،‌ لائیسیته و سکولاریسم هم دردی از هیچکس دوا نخواهد کرد.

 راه حل مشکل امروز ایران نه شعارهای ایده آلیستی و نه هیجان مرگ بر این و آن و زنده باد گفتن است.

 امروز نیاز است که اگر ما در یک مجموعه دل نگران برای امروز و فردای ایران و هموطنان مان هستیم، همانگونه که شاهزاده هم گفته است، با هم بنشینیم و به مردم این نوید را بدهیم که قادر خواهیم بود با یک برنامه فکر شده و منسجم خواهیم توانست این حکومت را سرنگون و آینده مردم مان و کشورمان به مراحل واقعی و نه ایده آلیستی بر گردانیم.

 من حقارت وجود حکومت جمهوری اسلامی را با تمام وجودم احساس می کنم ولی با ایده آل هایم به مبارزه اش نمیروم.

 

ایران فرزندان بیدارش را صدا کرده است.

 

حسین لاجوردی

پاریس – ۳۱ خرداد ۱۴۰۱

۲۱ ژوئن ۲۰۲۲

https://youtu.be/E7r3LyE0toQ

ایده آل ها در خارج و واقعیت ها در داخل


 

آیا می توان ایده آل های ما در خارج از کشور را با واقعیت ها در داخل کشور انطباق داد؟

 

کشور ما و هموطنان مان امروز با مشکلاتی بنیادی و عظیم مواجهه است، مشکلاتی ساختاری و زیربنایی از یک سو و از دیگر سو مشکلاتی که برای مردم از جهت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و دیگر مواردی که همگان شاهدش هستیم.

 اینکه ما سابقه فرهنگی و تمدنی هزاران سالانه داشته ایم، دارای امپراتوری های با عظمت و تمدنی کهنسال، اینکه ما در یک زمان یکی از دو امپراتوری های جهان بوده ایم، اینکه بیشتر از یکصد و پنجاه سال است که بدنبال خواست عدالت، آزادیخواهی، استقلال و رسیدن به یک جامعه برابر، آزاد و دموکرات بوده ایم در هیچ یک نمی توان تردید روا داشت، اینکه امروز کجا هستیم مطرح است و اگر می پذیریم که امروز، روزمان یکی از بدترین ادوار تاریخی مان است ناگزیر باید به اطراف و جوانب خود نگاه کنیم که امروز چه باید کرد؟

با گذشت نزدیک به ۴۴ سال از حاکمیت جمهوری اسلامی بر ایران که پیامدهای فاجعه باری را چه به لحاظ از دست رفتن بسیاری از جوانان کشورمان در جنگ و اعدام های سیاسی و ناپدید شدن های بسیار، چه به لحاظ واژگونی بنیان های اقتصادی و آسیب های اجتماعی وچه بی اعتباری های بین المللی و شناخته شدن بنام تروریست و در نهایت با آسیب های اجتماعی گسترده به دلیل بیماری نا امیدی، بی اعتمادی، خودکشی ها و بیشتر در جامعه جوان و زنان کشورمان و فرار و خواست ترک کشور که به یک اپیدمی بدل شده است همه ما را هشدار می دهد که بخود بیاییم و به فکر بنشینیم.

حل مشکل و مسائل امروز ایران به دست توده مردم به انجام نخواهد رسید و اگر هم چنین شود، ۵۷ دیگری در انتظارمان خواهد بود.

 چند روز پیش مطلبی را در رابطه با هیجان، هیجانی را که بیشتر از یک قرن است ما را گرفتار کرده است و در آنجا به آخرین صحبت های شاهزاده رضا پهلوی اشاره داشته ام :


چند روز است که شاهزاده رضا پهلوی که من برای ایشان احترام زیادی قائل هستم و باید بگویم به نسبت خودم شناخت بسیاری نسبت به ایشان دارم در یک سخنرانی و به حق بر علیه حاکمیت ویرانگر جمهوری اسلامی به پا خاسته اند و برای رهایی ایران از شر این حکومت به نکاتی اشاره داشته اند که در همه موارد می تواند مثبت باشد ولی دقیق نباشد، می تواند مثبت باشد چرا که تمامی صحبت ها از آینده ای روشن نوید می دهد ولی می تواند دقیق نباشد چرا که بر اساس ایده آل ها بنا می شود.

 

امروز منهم به خوبی می دانم که مردم ما به شدت خسته هستند از بیداد حاکمیت ویرانگر و غارتگر جمهوری اسلامی و بخواهند به هر شکلی از شر این حکومت نجات پیدا کنند، امروز هم برای من همان هیجان مطرح است...،

 به ایده آل ها اشاره کرده بودم که همچنان گریبان گیرمان است و باید راهی برای نجات از آن جستجو کرد.

ایده آل ها اگر چه بسیار زیباست ولی با واقعیت های عملی یکسان نیست و مطابقت ندارد‌ و واقعیت ها قلب یک جامعه و خواست های یک ملت است، ایده آل های امروز  در ایران اگر چه برای گروهی معدود دموکراسی، سوسیال دموکراسی، سکولار دموکراسی،‌ لائیسیته و سکولاریسم باشد و بسیار هم زیباست ولی واقعیت های تلخ امروزمان را پاسخ نمی دهد.

 ما اپوزیسیون خارج از کشور در طول ۴۳ سال گذشته اِمان تمامی این ایده آل هایمان را به فراوانی مطرح کرده ایم و هر روز هم بیشتر از پیش با بی اعتمادی مردم خودمان مواجهه بوده ایم، آیا زمان آن نرسیده است که مشکلاتمان را در خودمان ببینیم و به برطرف کردنش بپردازیم ؟

 حدود دو هفته از آخرین پیام شاهزاده می گذرد، گروه های زیادی در داخل و خارج از کشور از آن استقبال کردند و گروه هایی هم به انتقادش پرداختند ولی چه اتفاقی افتاد آیا تغییری اساسی نسبت به پیش از آن ایجاد شد؟

 من هم جمهوری خواه هستم ولی به چند سازمان جمهوری خواه نپیوستم چرا که  در آنجا هم ایده آل ها را می دیدم همانگونه که در آخرین سخنرانی و تمامی سخنرانی های پیش از آنٍ شاهزاده می دیدم، که نه تنها در این آخرین سخنرانی که از این ببعد هم سخنرانی هیچ چیزی را حل نخواهد کرد.

 برای رسیدن به حقیقت و واقعیت نباید هیجان زده شد،  باید با واقعیت ها و امکانات امروز عملی بودن آن را ارزیابی کرد.

فراموش نکنیم مردم امروز ایران که هشتاد درصد شان جوان و زاده پس از انقلاب و در دوران اینترنت هستند با چنین ایده آل هایی پای به میدان نخواهند گذاشت، آنها امروز به خوبی می دانند که آب و برق و اتوبوس مجانی از یک فریب و شارلاتانیزم محض سرچشمه می گیرد و  شعار دموکراسی، سوسیال دموکراسی، سکولار دموکراسی،‌ لائیسیته و سکولاریسم هم دردی از هیچکس دوا نخواهد کرد.

 راه حل مشکل امروز ایران نه شعارهای ایده آلیستی و نه هیجان مرگ بر این و آن و زنده باد گفتن است.

 امروز نیاز است که اگر ما در یک مجموعه دل نگران برای امروز و فردای ایران و هموطنان مان هستیم، همانگونه که شاهزاده هم گفته است، با هم بنشینیم و به مردم این نوید را بدهیم که قادر خواهیم بود با یک برنامه فکر شده و منسجم خواهیم توانست این حکومت را سرنگون و آینده مردم مان و کشورمان به مراحل واقعی و نه ایده آلیستی بر گردانیم.

 من حقارت وجود حکومت جمهوری اسلامی را با تمام وجودم احساس می کنم ولی با ایده آل هایم به مبارزه اش نمیروم.

 

ایران فرزندان بیدارش را صدا کرده است.

 

حسین لاجوردی

پاریس – ۳۱ خرداد ۱۴۰۱

۲۱ ژوئن ۲۰۲۲

 


۱۴۰۱ خرداد ۱۸, چهارشنبه

هیجان هیجان هیجان

 برای هوشیاری هموطنانم، طرفداران سلطنت و پادشاهی، طرفداران جمهوری، طرفداران دکتر محمد مصدق، طرفداران فدرالیسم، طرفداران حاکمیت اسلامی و…،


هموطنان بسیار عزیزم که می دانم امروز چقدر خسته و افسرده هستید و هر کدام به دنبال راهی برای فرار از این فاجعه دردناک ایجاد شده از سوی جمهوری اسلامی می باشید.


امروز من هم اگر چه به مانند بسیارانی چون شما دیدگاه و عقاید اجتماعی - سیاسی خود را دارا هستم ولی در تلاشم که فارغ از دیدگاه سیاسی خودم نه بعنوان یک مورخ و تاریخ دان که همچون یک جامعه شناس به دیروز، امروز و فردای جامعه خودم نگاه کنم و این هشدار را بدهم که به رغم خستگی ها و ناملایمات و آشفتگی ها بالاخره ما هم ناگزیر هستیم که به فکر بنشینیم و روزی بطور ریشه ای و عمیق به اطراف خودمان چشم بدوزیم .


مهمترین نکته ای که در این زمینه خاص برای من مطرح است واژه و عمق < هیجان > است که ما را رها نمی کند، هیجانی که هر چند دهه یکبار بنای تخریبی خود را پی می نهد و ما را آماده می کند که در آن بازی شرکت کنیم.


اجازه بدهید مختصری به تاریخ هیجان از دویست سال پیش تا کنون در جامعه خود بازگردیم.


۱- عباس میرزای نایب السلطنه که قصد هوشیار کردن ایرانیان و دور کردن آنان از هیجان را داشت، بیشتر از دویست سال پیش در اوج خستگی از شرایطی که آخوندها و فتواهایشان  برای جنگیدن با روسیه و با دست خالی بوجود آورده بودند، و پس از شکست خفت بار خوشان به سفارت روسیه پناهنده شده بودند به یک فرانسوی که پیش او می آید می گوید! اجنبی حرف بزن، بگو من چه باید بکنم که ایرانیان را هوشیار کنم که از هیجان دست بردارند.


۲- ۱۷۰ سال پیش امیرکبیر بدین مرحله رسید که در مقابل آخوندهایی که فتوا می دادند که واکسن آبله نزنید چرا که از راه واکسن شیطان وارد جسم شما می شود، برای اینکه ایرانیان را هوشیار کند و از هیجان دور کند برای نخستین بار گریست.


۳- رضاشاه، به سرعت به رضاشاه بر می گردم، در مدت کوتاه سلطنت رضاشاه و بدون تردید با اقداماتی که در جهت بیرون آوردن جامعه ایران از یک جامعه و قبیله ای بسوی یک جامعه مدرن و با نادیده انگاشتن اینکه او پادشاهی بسیار مستبد بود، ولی به تاریخ معاصر خودمان نگاه کنیم که در شهریور ۱۳۲۰، دولت انگلستان که هیچگاه نخواسته و نمی خواهد ایران با ظرفیت های بسیار نیروی انسانی و ثروت زیرزمینی قدم به یک کشور آزاد، برابر و دموکراتیک بگذارد، همیشه با ابزاری که رادیو بی بی سی نام دارد برای برکناری رضاشاه چه هیجانی ایجاد کردند.


۴- به دکتر محمد مصدق نگاه کنیم زمانی که می خواست ایران را از استعمار کهن انگلیس نجات دهد، هویت ایرانی را به ایرانیان بازگرداند و نفت را ملی کند با هیجان بیست و هشت مرداد، به دستور دولت انگلستان و کارگزاری رادیو بی بی سی چه بر سرش آوردند.


۵- به محمدرضاشاه نگاه کنیم که من بعنوان یک مخالف سلطنت امروز نمی توانم دست  آوردهای دوران ۳۷ ساله اش را ندیده بگیرم - با تاکید بر اینکه او هم پادشاهی مستبد بود، در مقایسه با امروز و با انحطاط جامعه ایران در داخل و در سطوح بین المللی به بهمن ۱۳۵۷ نگاه کنیم که چگونه دولت انگلستان و رادیوی بی بی سی هیجانی را ایجاد کردند که دیگر برای همگان اظهر من الشمس است که چه به روزگار ما آمد و امروز در کجای حقارت و سرشکستگی ایستاده ایم.


۶- سال ۱۳۵۷ و آمدن خمینی ایجاد یکی دیگر از همان هیجان هایی بود که این بار در تاریخ معاصر ما و در آرشیو رسانه های جهان از جایگاه ویژه ای برخوردار است و بسیارانی آنرا بخاطر داریم که با ایجاد هیجان و با سردمداری دولت انگلستان و رادیو بی بی سی سنگ تمام گذاشتند و هیجانی را ایجاد کردند که بسیارانی خمینی را در ماه دیدند و در انتظار آب و برق و اتوبوس مجانی هیجان را نهادینه کردند.


۷- به دکتر شاپور بختیار نگاه کنیم زمانی که می گفت استبداد نعلین به مراتب از استبداد چکمه خطرناک تر است، باز هم با سیاست های همیشگی دولت انگلستان و رادیوی بی بی سی همان هیجان همیشگی را ایجاد کردند، خمینی را امام و بختیار را دولت بی اختیار و تریاکی و …، معرفی کردند و بلایی را بر سر ما آوردند که همچنان ادامه دارد.


۸- خاکسپاری خمینی و بازهم هیجانی که به کشته شدن بسیار از هموطنان مان انجامید و هیجانی را ایجاد کرد که تاریخ مشابه اش را کمتر بخاطر دارد.


۹- هیجان دوم خرداد و خاتمی که هیجان ایجاد شده اش پس از انقلاب بزرگترین بود و بیشترین نا امیدی و افسردگی را در جامعه ایران ایجاد کرد که اثراتش برای سالها همچنان باقی خواهد ماند که باز و این بار هم به آرشیو رادیوی بی بی سی نگاه کنیم که اگر خاتمی سرماخوردگی داشت و عطسه هم می کرد در راس خبرهای رادیوی بی بی سی قرار می گرفت.


۱۰- موسوی و هیجان سال ۱۳۸۸ نیز یکی دیگر از بزرگترین هیجان هایی بود که جامعه ما را فرا گرفت و این بار هم که خیلی نزدیک است به نقش سیاست های خارجی نگاه کنیم که چگونه هیجان را برای چندمین ده بار در جامعه بارور کردند و بازهم و یکبار دیگر در پی آمدش افسردگی، ناامیدی و گوشه نشینی از شکست های پی در پی دست آوردش بود.


امروز هم روز از نو روزی از نو


چند روز است که شاهزاده رضا پهلوی که من برای ایشان احترام زیادی قائل هستم و باید بگویم به نسبت خودم شناخت بسیاری نسبت به ایشان دارم در یک سخنرانی و به حق بر علیه حاکمیت ویرانگر جمهوری اسلامی برای رهایی ایران از شر این حکومت به نکاتی اشاره داشته اند که در همه موارد می تواند مثبت باشد ولی دقیق نباشد، می تواند مثبت باشد چرا که تمامی صحبت ها از آینده ای روشن نوید می دهد ولی می تواند دقیق نباشد چرا که بر اساس ایده آل ها بنا می شود.


امروز منهم به خوبی می دانم که مردم ما به شدت خسته هستند از بیداد حاکمیت ویرانگر و غارتگر جمهوری اسلامی و بخواهند به هر شکلی از شر این حکومت نجات پیدا کنند، امروز هم برای من همان هیجان مطرح است و بازهم می بینم که چگونه رسانه های پر قدرت و نماینده های کشورهای خارجی با تمام قدرت ممکن چگونه هیجان ایجاد می کنند، رادیو تلویزیون بی بی سی از یکسو، ایران اینترنشنال با سیاست عربستان سعودی از دیگر سو، تلویزیون صدای آمریکا و در نهایت من و تو سپاه که هر کدام نه برای مردم ایران که منافع خود را که همان ایران ی ضعیف و ناتوان است دنبال می کنند.


به عنوان آخرین کلام اینکه یادمان باشد با هیجان می توان عباس میرزا، امیرکبیر، رضاشاه، محمدرضاشاه، دکتر محمد مصدق، دکتر شاپور بختیار را نادیده گرفت و فراموش کرد ولی هیچگاه نمی توان با هیجان جامعه امروز ایران را به سوی یک جامعه دموکراتیک و برابر و آزاد هدایت کرد.


باور دارم که امروز مردم ایران با تجربه سالهای دراز مبارزه برای کسب آزادی، عدالت و برابری دیگر قربانی و بازیچه هیجان های تولید شده نخواهند شد و چشم انداز روشنی را پیش رو خواهند داشت.


ایران فرزندان بیدارش را صدا کرده است


حسین لاجوردی

پاریس

سه شنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۱

۷ ژوئن ۲۰۲۲

۱۴۰۱ خرداد ۱۷, سه‌شنبه

هیجان هیجان هیجان


هیجان هیجان هیجان

برای هوشیاری هموطنانم، طرفداران سلطنت و پادشاهی، طرفداران جمهوری، طرفداران دکتر محمد مصدق، طرفداران فدرالیسم، طرفداران حاکمیت اسلامی و…،

هموطنان بسیار عزیزم که می دانم امروز چقدر خسته و افسرده هستید و هر کدام به دنبال راهی برای فرار از این فاجعه دردناک ایجاد شده از سوی جمهوری اسلامی می باشید.

امروز من هم اگر چه به مانند بسیارانی چون شما دیدگاه و عقاید اجتماعی - سیاسی خود را دارا هستم ولی در تلاشم که فارغ از دیدگاه سیاسی خودم نه بعنوان یک مورخ و تاریخ دان که همچون یک جامعه شناس به دیروز، امروز و فردای جامعه خودم نگاه کنم و این هشدار را بدهم که به رغم خستگی ها و ناملایمات و آشفتگی ها بالاخره ما هم ناگزیر هستیم که به فکر بنشینیم و روزی بطور ریشه ای و عمیق به اطراف خودمان چشم بدوزیم .

مهمترین نکته ای که در این زمینه خاص برای من مطرح است واژه و عمق < هیجان > است که ما را رها نمی کند، هیجانی که هر چند دهه یکبار بنای تخریبی خود را پی می نهد و ما را آماده می کند که در آن بازی شرکت کنیم.

اجازه بدهید مختصری به تاریخ هیجان از دویست سال پیش تا کنون در جامعه خود بازگردیم.

۱- عباس میرزای نایب السلطنه که قصد هوشیار کردن ایرانیان و دور کردن آنان از هیجان را داشت، بیشتر از دویست سال پیش در اوج خستگی از شرایطی که آخوندها و فتواهایشان  برای جنگیدن با روسیه و با دست خالی بوجود آورده بودند، و پس از شکست خفت بار خوشان به سفارت روسیه پناهنده شده بودند به یک فرانسوی که پیش او می آید می گوید! اجنبی حرف بزن، بگو من چه باید بکنم که ایرانیان را هوشیار کنم که از هیجان دست بردارند.

۲- ۱۷۰ سال پیش امیرکبیر بدین مرحله رسید که در مقابل آخوندهایی که فتوا می دادند که واکسن آبله نزنید چرا که از راه واکسن شیطان وارد جسم شما می شود، برای اینکه ایرانیان را هوشیار کند و از هیجان دور کند برای نخستین بار گریست.

۳- رضاشاه، به سرعت به رضاشاه بر می گردم، در مدت کوتاه سلطنت رضاشاه و بدون تردید با اقداماتی که در جهت بیرون آوردن جامعه ایران از یک جامعه و قبیله ای بسوی یک جامعه مدرن و با نادیده انگاشتن اینکه او پادشاهی بسیار مستبد بود، ولی به تاریخ معاصر خودمان نگاه کنیم که در شهریور ۱۳۲۰، دولت انگلستان که هیچگاه نخواسته و نمی خواهد ایران با ظرفیت های بسیار نیروی انسانی و ثروت زیرزمینی قدم به یک کشور آزاد، برابر و دموکراتیک بگذارد، همیشه با ابزاری که رادیو بی بی سی نام دارد برای برکناری رضاشاه چه هیجانی ایجاد کردند.

۴- به دکتر محمد مصدق نگاه کنیم زمانی که می خواست ایران را از استعمار کهن انگلیس نجات دهد، هویت ایرانی را به ایرانیان بازگرداند و نفت را ملی کند با هیجان بیست و هشت مرداد، به دستور دولت انگلستان و کارگزاری رادیو بی بی سی چه بر سرش آوردند.

۵- به محمدرضاشاه نگاه کنیم که من بعنوان یک مخالف سلطنت امروز نمی توانم دست  آوردهای دوران ۳۷ ساله اش را ندیده بگیرم - با تاکید بر اینکه او هم پادشاهی مستبد بود، در مقایسه با امروز و با انحطاط جامعه ایران در داخل و در سطوح بین المللی به بهمن ۱۳۵۷ نگاه کنیم که چگونه دولت انگلستان و رادیوی بی بی سی هیجانی را ایجاد کردند که دیگر برای همگان اظهر من الشمس است که چه به روزگار ما آمد و امروز در کجای حقارت و سرشکستگی ایستاده ایم.

۶- سال ۱۳۵۷ و آمدن خمینی ایجاد یکی دیگر از همان هیجان هایی بود که این بار در تاریخ معاصر ما و در آرشیو رسانه های جهان از جایگاه ویژه ای برخوردار است و بسیارانی آنرا بخاطر داریم که با ایجاد هیجان و با سردمداری دولت انگلستان و رادیو بی بی سی سنگ تمام گذاشتند و هیجانی را ایجاد کردند که بسیارانی خمینی را در ماه دیدند و در انتظار آب و برق و اتوبوس مجانی هیجان را نهادینه کردند.

۷- به دکتر شاپور بختیار نگاه کنیم زمانی که می گفت استبداد نعلین به مراتب از استبداد چکمه خطرناک تر است، باز هم با سیاست های همیشگی دولت انگلستان و رادیوی بی بی سی همان هیجان همیشگی را ایجاد کردند، خمینی را امام و بختیار را دولت بی اختیار و تریاکی و …، معرفی کردند و بلایی را بر سر ما آوردند که همچنان ادامه دارد.

۸- خاکسپاری خمینی و بازهم هیجانی که به کشته شدن بسیار از هموطنان مان انجامید و هیجانی را ایجاد کرد که تاریخ مشابه اش را کمتر بخاطر دارد.

۹- هیجان دوم خرداد و خاتمی که هیجان ایجاد شده اش پس از انقلاب بزرگترین بود و بیشترین نا امیدی و افسردگی را در جامعه ایران ایجاد کرد که اثراتش برای سالها همچنان باقی خواهد ماند که باز و این بار هم به آرشیو رادیوی بی بی سی نگاه کنیم که اگر خاتمی سرماخوردگی داشت و عطسه هم می کرد در راس خبرهای رادیوی بی بی سی قرار می گرفت.

۱۰- موسوی و هیجان سال ۱۳۸۸ نیز یکی دیگر از بزرگترین هیجان هایی بود که جامعه ما را فرا گرفت و این بار هم که خیلی نزدیک است به نقش سیاست های خارجی نگاه کنیم که چگونه هیجان را برای چندمین ده بار در جامعه بارور کردند و بازهم و یکبار دیگر در پی آمدش افسردگی، ناامیدی و گوشه نشینی از شکست های پی در پی دست آوردش بود.

امروز هم روز از نو روزی از نو

چند روز است که شاهزاده رضا پهلوی که من برای ایشان احترام زیادی قائل هستم و باید بگویم به نسبت خودم شناخت بسیاری نسبت به ایشان دارم در یک سخنرانی و به حق بر علیه حاکمیت ویرانگر جمهوری اسلامی به پا خواسته اند و برای رهایی ایران از شر این حکومت به نکاتی اشاره داشته اند که در همه موارد می تواند مثبت باشد ولی دقیق نباشد، می تواند مثبت باشد چرا که تمامی صحبت ها از آینده ای روشن نوید می دهد ولی می تواند دقیق نباشد چرا که بر اساس ایده آل ها بنا می شود.

امروز منهم به خوبی می دانم که مردم ما به شدت خسته هستند از بیداد حاکمیت ویرانگر و غارتگر جمهوری اسلامی و بخواهند به هر شکلی از شر این حکومت نجات پیدا کنند، امروز هم برای من همان هیجان مطرح است و بازهم می بینم که چگونه رسانه های پر قدرت و نماینده های کشورهای خارجی با تمام قدرت ممکن چگونه هیجان ایجاد می کنند، رادیو تلویزیون بی بی سی از یکسو، ایران اینترنشنال با سیاست عربستان سعودی از دیگر سو، تلویزیون صدای آمریکا و در نهایت من و تو سپاه که هر کدام نه برای مردم ایران که منافع خود را که همان ایران ی ضعیف و ناتوان است دنبال می کنند.

به عنوان آخرین کلام اینکه یادمان باشد با هیجان می توان عباس میرزا، امیرکبیر، رضاشاه، محمدرضاشاه، دکتر محمد مصدق، دکتر شاپور بختیار را نادیده گرفت و فراموش کرد ولی هیچگاه نمی توان با هیجان جامعه امروز ایران را به سوی یک جامعه دموکراتیک و برابر و آزاد هدایت کرد.

باور دارم که امروز مردم ایران با تجربه سالهای دراز مبارزه برای کسب آزادی، عدالت و برابری دیگر قربانی و بازیچه هیجان های تولید شده نخواهند شد و چشم انداز روشنی را پیش رو خواهند داشت.

ایران فرزندان بیدارش را صدا کرده است

حسین لاجوردی

پاریس

سه شنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۱

۷ ژوئن ۲۰۲۲