۱۴۰۵ خرداد ۱۴, پنجشنبه

پارلمان فکری - متن سخنرانی در سنای ایتالیا 2010

Democratic Movements in Iran: Pitfalls and Potential

UNPO and the Nonviolent Radical Party

Sala delle Colone, Chamber of Deputies

Rome, Italy 29 June 2010

 

Paper presented by

Dr Hossein Ladjevardi,

President Association des Chercheurs Iraniens (ACI)

 

دکتر حسین لاجوردی

انجمن پژوهشگران ایران

پارلمان فکری

چرا این کنفرانس تشکیل شده است و هدف از تشکیل آن چیست ؟

چرا من در این کنفرانس شرکت می کنم و هدف من چیست ؟

چگونه می توان وجوه مشترکی را از این کنفرانس بدست آورد ؟

یکی از هدف های تشکیل این کنفرانس نگرانی هائی است که حکومت جمهوری اسلامی در ایران، در منطقه و در جهان ایجاد کرده است و می تواند منافع غرب را بخطر بیاندازد و در این زمینه امروز جامعه جهانی بیشتر از هر چیز بدلیل آسیب دیدن منافع خود دست به هر کاری می زند و این کنفرانس در زمره آنست.

ما ایرانیان نیز از آن استقبال کرده ایم چرا که نبودن جمهوری اسلامی در تمامیت، کلیت و موجودیتش منافع ما ایرانیان را نیز تامین می کند.

منافع غرب نخست در رابطه با ثروت کلان ایران از دیدگاه اقتصادی و استفاده از جمهوری اسلامی برای ترس و وحشت در منطقه و فروش گسترده سلاح و ایجاد پایگاه های نظامی امنیتی که هم منافع اقتصادی را بدنبال داشته است و هم منطقه را تحت کنترل گرفته است.

امروز جمهوری اسلامی با سیاست های غلط و توهم بسیار بر آن شده است که حکومت قدرتمند اسلامی و خلیفه گری در سطح منطقه برقرار کند و بدنبال آنست که از لبنان و کابل و تهران تا بغداد حکومت اسلامی خلیفه گری خود را گسترش دهد و تصور بر این دارد که با ایجاد شبکه های ترور و حمایت های گسترده مالی، آموزشی و تدارکاتی خواهد توانست در ایران و در منطقه و در بسیاری از دیگر نقاط جهان ابر قدرت اسلامی بوجود آورد.

حضور من در این کنفرانس به دو دلیل مشخص است نخست اینکه یادآور این مهم باشد که به رغم منافع سرشاری که غرب در گذر سی سال گذشته از طرف جمهوری اسلامی داشته است امروز مشخصا اعلام کنم که جمهوری اسلامی حتا با حمایت غرب هم امکان ادامه و بقا نخواهد داشت چرا که نه پاسخی برای مسائل داخل ایران دارد و نه قادر به حل مسائل  خود در سطح بین المللی است و در نهایت هم می رود که به انفجاری خطرناک در داخل ایران و خطری بسیارفاحش در منطقه و در نهایت در سطح جهان بدل شود.

از سوئی دیگر تلاشم بر اینست  که یادآوری کنم، ما ایرانیانی که  از یک امپراتوری کُهن می آئیم با سابقه و تاریخ و تمدن خودمان که برایمان نوعی ایجاد غرور هم کرده و ما را پا برجا نگهداشته اراده کرده ایم باقی بمانیم ما مردم می توانیم شکست بخوریم ولی حقارت و بی هویتی را تحمل نمی کنیم، چرا که اراده کرده ایم به جامعه جهانی باز گردیم.

تصویری از جامعه امروز ایران

آخرین آمارهای رسمی حکومت جمهوری اسلامی که زیاد هم مورد اعتماد نیستند نمایانگر اینست که در ایران نزدیک به 75 (74300000) میلیون نفر جمعیت وجود دارد

یکی از بزرگترین جوامع منطقه است که مردمش بیشترین تحصیلات عالی دانشگاهی و آکادمیکی را دارا هستند و سالیانه متجاوز از سه میلیون و دویست هزار نفر دانشجو در دانشگاه هایش مشغول به تحصیل  در مقاطع مختلف تحصیلی می باشند

گرچه بیشترین اهمیت ایران برای دنیای غرب بدلیل ثروت زیرزمینی و خاصه منابع سرشار نفت و گازش است که ذخیره هر کدام از آنها ایران را در مقام دومین کشور جهان قرار داده است وسالیانه حدود 80 میلیارد دلار تنها درآمد نفت و گاز آن است ولی در داخل کشور بیشترین مسئله و مشکل مردم ناکارآمدی اقتصادی رژیم است که ارتشی از بیکاران، تورمی طاقت فرسا ، نارضایتی مردم و آسیبهای اجتماعی گسترده ایست که بیشترین عامل فروپاشی جمهوری اسلامی نیز در همین جا نهفته است.

غافل از اینکه با برنامه ریزی درست بزرگترین ثروت ایران نه نفتش که همین نیروی جوان و پوینده اش میباشد که در حال حاضر با فقر و بیکاری و فساد گریبانگیرند.

ایران در یکصد سال گذشته سه انقلاب را پشت سر گذاشته است و خود بیانگر اینست که مردمش خواست های آزادیخواهانه دارند و به رغم مسائل و مشکلات فراوان و خسارات مالی و جانی گسترده بر آن پای می فشارند.

در خارج از ایران بر اساس آمارهای غیر رسمی بین 3 تا 5 میلیون نفر ایرانی زندگی می کنند که با توجه به عمر کوتاه مهاجرتشان در مقایسه با دیگر مهاجرین جهان توانسته اند از موقعیت های بسیار بالای علمی، اقتصادی، اجتماعی و گاه اداری و سیاسی برخوردار باشند و به نوعی تعجب میزبانان خود را نیز بر انگیزند.

این تصویر کوتاه را به دو نکته ای خلاصه می کنم که پایان بخش سخنانم خواهد بود.

 

نخست:    هشداری برای خود ما ایرانیان تحت عنوان پارلمان فکری.

دوم:       استراتژی و نقش مجامع بین المللی وهشداری به شما.

1-              پارلمان فکری ( هشداری به خودمان )

سی و یکسال پیش با کوته فکری رژیم گذشته و ما روشنفکران و سیاستمداران، ایران در گرداب فاجعه ای سرازیر شد که ما همچنان اسیرش هستیم و صد البته که نقش ابرقدرت های جهان در آنزمان نیز در ایجاد این فاجعه فراموش شدنی نیست.

" همه با هم " خمینی سرآبی بود که مجموعه ای از ویرانی، بی اخلاقی، فقر و بیکاری و تورم و کوهی از آسیب های اجتماعی را بر ایران فرود آورد و ایران را به امروزش رساند که بر اساس آمار های رسمی متجاوز از 40 میلیون نفر در زیر خط فقر مطلق و نسبی قرار دارند و زندان هایش مملو از جوانانی است که اکثریت شان در همین رژیم پای بدین جهان گذاشته اند و حکومتگرانش در سرکوب و خشونت و تجاوز و اعدام گوی سبقت را ربوده اند و مقام نخست را در جهان دارا هستند و مردم ایران را در این بن بست تاریخ قرار داده اند.

اشاره بدین مسائل تازگی ندارد و ما ایرانیان و بیشتر شما دیگر مردم جهان و خاصه شما کسانیکه در موقعیت های سیاسی اجتماعی کشورتان، اروپا و جهان هستید نیز بطور قطع بدان واقف و آشنا می باشید.

مشکل ما ایرانیان نخست باید بدست خود ما ایرانیان برنامه ریزی و حل شود ولی از آنجائیکه همه ما در دهکده کوچکی زندگی می کنیم و همه مسائل مان می تواند مستقیم و غیر مستقیم منافع ملی ما و دیگر کشورهای جهان را هدف قرار دهد و اثر گذار باشد ناگزیر نمی توانیم از یکدیگر تاثیرپذیر نباشیم.

این آزمایش تلخ باید بتواند ما ایرانیان را با گذر از تجربه ای سنگین در سه دهه گذشته برخلاف " همه با هم " خمینی با تفکرات و ایدئولوژی های متعدد و متفاوت و با قبول و احترام به وجود دموکراسی و رای مردم در کنار هم قرار دهد و در یک " پارلمان فکری " گرد هم آورد که  در این مجموعه بتوانیم بجای منافع شخصی و فردی و سازمانی و حزبی، منافع مشترک ملی را محور قرار دهیم، برابری و آزادی و حفظ مملکتمان با اختلافات عقیدتی مان می تواند اشتراکات و منافع ملی ما را تضمین کند.

یادآوری این نکته لازم است که اختلافات و برخوردهای فکری ما دارای پهنه گسترده ای است و  

§       چقدر خوب است که همه ما یک گونه نمی اندیشیم و

§       چقدر خوب است که همه ما مخالفت با تک " حزبی رستاخیز " داشته ایم و

§       چقدر خوب است که فارغ از تنوع عقاید و افکارمان همگی در مقابل جمهوری اسلامی ایستاده ایم،

 ولی تمامی این تلاش ها را اگر گام نخست بدانیم ناگزیر باید به امروز  و فردای ایران بیاندیشیم و تنها راه آنهم قبول یکدیگر و تحمل و تولرانس است.

فراموش نکنیم فشارهای سیاسی، مشکلات اقتصادی و اجتماعی و خود محوری ها و زندان و اعدام و شکنجه و تجاوز در جامعه امروز ما نه تنها آخر داستان نیست که آغازی است برای ساختن جامعه ای که بتواند پاسخگوی حدود 60 میلیون جمعیت کمتر از 40 سالش باشد، و آنها باید بتوانند آینده ای روشن داشته باشند و این نه شعار،  که در واقعیتش وظیفه و مسئولیت سنگینی است که بر دوش همه ما سنگینی می کند و ناگزیر باید بدان بپردازیم.

تنها راه، قبول نشستن در کنار هم و در یک " پارلمان فکری " است

پارلمان فکری که باید بدون کوچکترین تبعیض تشکیل بگیرد و نمایندگی تمامی ایرانیان را بکند.

ما ناگزیریم برای ساختن اینده ایران یک چنین همفکری و برنامه ریزی اجرایی را بپذیریم و چقدر خوب است که زودتر انجام شود چرا که امروز بیشتر از آزادی،  برابری نیاز جامعه ما است، یکی از مهمترین های آن که می تواند بعنوان اصل و پایه مورد توجه واقع شود برقراری یک حکومت غیر متمرکز در سراسر ایران است که می تواند برابری در تمامی سطوح  را ایجاد کند و برای ما حکم روح است که باید به جانمان باز گردد.

2-             نقش جامعه بین المللی

31 سال از فاجعه ی حکومت جمهوری اسلامی در ایران و عواقبش در جهان می گذرد و امروز چه باید کرد مطرح است و اینکه چگونه جامعه بین المللی می تواند به تحولات امروز ایران یاری رساند و در این زمینه به چند نکته اشاره می کنم:

1-     حمایت همه جانبه از ایجاد یک شبکه ارتباطی در جهت ایجاد و حمایت از " پارلمان فکری " از طریق اینترنت با استفاده از تکنولوژی های مدرن برای امکان ارتباط امن با ایران و ازایران را فراهم آورد و مردم بدون ترس از عواقب دستگیری مورد استفاده قرار دهند.

2-    ایجاد یک شبکه ماهواره ای ملیکه بر پایه منافع ملی ایرانیان برنامه ریزی شود و نه مانند BBC, VOA  که در جهت منافع دولت های خودشان هستند و توقع دیگری هم نباید داشت.

3-    حمایت، همکاری و استفاده از ظرفیت، آگاهی و توانایی های جامعه مدنی مانند NGO  ها در ایران.

4-    برگزاری سمینارها و کنفرانس ها در جهت ارزیابی و بررسی مسائل امروز و فردای ایران.

5-    محدود کردن ارتباط جامعه بین المللی با مقامات حکوم اسلامی جز با سازمان ملل متحد و یا اتحادیه اروپا.

6-     فشار کامل و مستمر بر حکومت جمهوری اسلامی برای رعایت تعهدات بین المللی.

دوران 8 ساله اصلاحات و خاتمی تجربه تلخی برای ناامید شدن مردم ایران و خاصه جوانان بود و دوران تصوراتی غلط برای غرب، امروز هم که باز این تصور اشتباه وجود دارد که شما می پندارید که اصلاح طلبان می توانند جائی در ایران داشته باشند و تمامی حمایت خودتان را در یک سبد گذاشته اید و آنرا در آئینه تصویری  تلویزیون بی بی سی و صدای امریکا می کوبید،  بدانید،  که تنها آب در هاون می کوبید و جمهوری اسلامی در تمامیت، کلیت و موجودیتش کوچکترین جائی در میان ایرانیان جز نفرت و حقارت و بی هویتی ندارد.

 ایران امروز هیچگاه نه یک کشور عربی و نه بدان معنا اسلامی و همان میزان اسلامیتش در سه دهه گذشته نیز دیگر جائی در میان ایرانیان ندارد و اگر در گذشته اکثر ایرانیان، مسلمانانی بودند که تنها  " مسلمان بودن " در شناسنامه هایشان ثبت شده بود، امروز اکثریتی از جوانانشان به مجموعه ای ضد دین و دشمن دین بدل گشته اند و هویت ایرانی خود را طلب می کنند.

و در خاتمه من بعنوان یک ایرانی که مسئولیت های خودم را خوب می شناسم به شما یادآوری می کنم و هشدار می دهم که امروز خواست اصلی ایرانیان آزادی و برابری  و یک حکومت غیر متمرکز در ایران است و جمهوری اسلامی در تمامیت، کلیت و موجودیتش کوچکترین جایگاهی در میان مردم ایرا ن ندارد و حمایت غرب از گروهی تحت نام " اصلاح طلب " در حکومت جمهوری اسلامی و نمایندگانشان در خارج از کشور و غیره که هر روز به رنگی در می آیند تنها آب در هاون کوبیدن است و تنها راه،  حمایت از تمامی ایرانیانی است که بر اساس آمارها و نظرسنجی های موجود کلیت رژیم را نمی پذیرند، این را از سوی من بعنوان هشداری قبول کنید

و از آنجاییکه ایرانی با ثبات و مسئول به نفع ملت ایران و جامعه حهانی است یک بار هم که شده باید بدور از هیجان و با برنامه ریزی راه حل درازمدت را در نظر داشت و به جای دنبال راه حل های کوتاه مدت گشتن برای سواستفاده های اقتصادی که به قیمت جان مردم ایران تمام میشود باید فکری برای منافع مشترک آینده ایران و جامعه جهانی کرد. با باور به توانایی نسل جوان و همفکری،  آینده ایران، هیچ چیزی جز مثبت نمیتواند باشد